اشکها در بهشت

خرید بک لینک
"سراغ"سراغم را نمی گیریکه این در خود شکستهمرده، یا که زنده.سراغم را نمی گیریکجا شد آن تب سرختکه چون رنگ سیاه این سکوتت شد؟نمی گویی ببینم این مرد عاشقکه هم از بهشتش شد، هم از منکجای خاک سرد کوچه ها بسان دیوانه ها می گرید؟نمی گویی ببینم نوای شعرم را که همراز سازش کردهچگونه جای من بر دیوار میخواند؟کجا شد آن دخترک که میگفت می میرد بی من؟کجا شد آن مردن ها و آن بی تابی های تنها یک روز جمعه؟کجا شد آن بغلهای توخالی؟تصورهای یک خواب طولانی؟سراغم را نمی گیریمگر عاشق نبودی؟نگو بودی که در من این یکی دیگر نمی گنجدکه عاشق را بجز خمیازه یک مرگچیزی از هم نمی پاشد.سراغم را نمی گیریکدا اشکها در بهشت...

ما را در سایت اشکها در بهشت دنبال می‌کنید

برچسب: سراغ, نویسنده: بازدید: 23 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 17:54

"جای خالی"اینجاهمین کنج لعنتی همیشگیو جای خالی اتچه ساده مرا یاد جای خالی های امتحان مدرسه می اندازد.جای خالی ات راچگونه پر کنمآنگاه که در من بسان کتاب نخوانده ای هستیکه همان صفحه اولش زخم تا خورده دارد.و من بی پاسخ به تمام جای خالی هاباز مردود میشوم.که فردادوباره مرور دیروزها و هر روزهای توستو من شاگرد تنبلی که نگاه به تصویرهای کتاب میکنم.جای خالی ات را خودت پر کن."الف.الف" / 95.11.25+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم بهمن ۱۳۹۵ساعت 17:37 توسط الف.الف | اشکها در بهشت...

ما را در سایت اشکها در بهشت دنبال می‌کنید

برچسب: جای,خالی, نویسنده: بازدید: 34 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 17:54

"بهار"و من در همان زمستانی مانده امکه تو رامیان هوووو های پشت پنجره اتاقم ازمن گرفت.و مندلخوش به این بازی کودکانه امچه ساده اسمت را روی بخار دروغگوی شیشه نوشتمغافل از اینکه توآن دورهای دورفقط یک اسمیو مسافری که گاه به گاه از نبض یک پاییز می گذرد.و من باز در بهشت خیالی خوداشکهای سرمازده ام را می شمارمحال تو کدامین بهار را می گویی؟الف.الف / 96.1.16+ نوشته شده در یکشنبه سوم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 16:4 توسط الف.الف | اشکها در بهشت...

ما را در سایت اشکها در بهشت دنبال می‌کنید

برچسب: بهار, نویسنده: بازدید: 25 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 17:54

صفحه بندی